سالگرد ازدواج مامان و بابا و تولد بابایی
سلام پل پسرم
روز 12 تیر تولد بابایی بود و روز آخرین امتحان اینجانب صبح که تو رو خاله برد مهد کودک و بابا هم رفت سرکار من دست به کار شدم و غذا رو درست کردم و بعد رفتم امتحانم رو دادم، بعد ظهر هم بابا حامد و مامان فاطمه رفتن از مهد گرفتنت و من خاله زهره رفتیم یه کیک خوشگل واسه بابا خریدم من می خواستم بابا رو قافلگیر کنم ولی بابا منو قافلگیر کرد چون سالگرد ازدواج من و بابایی هم 13 تیر بود بابا برام گل خریده بود خیلی خوشحال شدم
برای شب هم مامان فاطمه و بابا حامد و خاله ها امدن خونمون و واسه بابا و سالگرد ازدواجمون کادو دادن بهمون که دستشون درد نکنه
بابا علی و مامان ماه پسند و عمو و عمه هم جمعه امدن خونمون و برای سالگرد ازدواج کادو دادن دست همه درد نکنه
هر دوتا تونو یه عالمه دوست دارم
در ضمن 5 سال از زندگی مشترک من و بابا با تمام پستی بلندیاش گذشت .



سالگرد ازدواج مامان و بابا و تولد بابایی
